خاطره ارسالی توسط آقای داود فاضلی

دوستان سلام
خاطره ای دارم از جناب حقدادی دبیر ادبیات دبیرستان امام علی ابن ابیطالب ع.

یادم نیست سال دوم بودم یا سوم که از جبهه اومدم مرخصی و برای دیدن دوستان اومدم مدرسه و رفتم سر کلاس جناب حقدادی که اگر بیاد داشته باشید با قد کوتاه و چاق و قیافه عبوس خود خیلی به دل نمی نشستند،

ایشان داشتند درس علامتهای تصغیر را میدادند و گفتند از جمله این علامتها «چه» میباشد مانند باغچه و یا «ک» مانند شهرک. در ادامه گفتند از دیگر علایم تصغیر «و» است مانند یارو یعنی یار کوچک یا گردو مانند گرد و کوچک،

منم برای اینکه نمکی ریخته باشم و کلاس را بخندانم گفتم: ” آقا اجازه چاقو هم از این قسم کلمات است، یعنی چاق و کوچک؟”

ایشان یهو عصبانی شدن و پس از آنکه دو سه تا لیچار بار من کردند، منو از کلاس انداختن بیرون و بهمین دلیل تا زمانی که دیپلم گرفتم هنوز نمره قرائت ادبیات اون سال من صفر بود. خواستم یادی از شیطنتهای آن زمان کرده باشم.

عزیز و مسرور باشید

2 دیدگاه برای “نقل یک خاطره از داود فاضلی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *